دوشنبه , آبان ۱ ۱۳۹۶
سرخط خبرها
خانه / کار و کسب / کارآفرینی / گفتگوی شیرین و خواندنی با لاله حجازی مدیرعامل باریج اسانس (۲)
گفتگوی شیرین و خواندنی با لاله حجازی مدیرعامل باریج اسانس (۲)
مدیرعامل باریج اسانس

گفتگوی شیرین و خواندنی با لاله حجازی مدیرعامل باریج اسانس (۲)

سرگذشت شیرین و خواندنی شرکت دانش بنیان باریج اسانس از زبان مدیرعامل آن خانم لاله حجازی

 

به عنوان یک خانم و یک مادر که حتماً دوست داشتید به بچه‌ها هم برسید چی شما را مجاب کرد که بیایید و با پدرتان همکاری کنید؟

وقتی دیدم بابا، با صداقت کار می‌کند و از جانش مایه می‌گذارد حس کردم اگر نیایم پشتش را خالی کرده‌ام و کمکش نکرده‌ام و حق فرزندی را ادا نکرده‌ام. چون من به ایشان خیلی علاقه داشتم. هم پدرم بود و هم مادرم. در ابتدا هم فقط آمدم برای کمک و نمی‌دانستم که در آینده چه اتفاقی می‌افتد. اول یک کارمند ساده شدم چون دوست ندارم کاری که بلد نیستم را به عهده بگیرم.

به مرور خلا‌ها را پیدا می‌کردم. پدر گفته بود که شما در بازرگانی خارجی کار کن. در آن زمان فروش داخلی هم آنقدر شکل نگرفته بود که بتوانیم به فروش خارج کشور هم فکر کنیم. من حس کردم که قسمت برنامه ریزی مواد خلا دارد.

مرتب در قسمت تولید، مواد اولیه کم می‌آمد. شیشه کم می‌آمد. تصمیم گرفتم در برنامه ریزی کار کنم و واحد برنامه ریزی که وجود نداشت را شکل دادم. این واحد را با آقای مهندسی که مهندس صنایع بودند راه اندازی کردیم. ایشان مشاوره دادند که اگر ایزو بگیرید، در ایزو خیلی ابزارهای مدیریتی وجود دارد. مشتری شما از شما ایزو نمی‌خواهد اما مشتریان داروهای گیاهی که مردم عادی هستند ایزو نمی‌خواستند. پدر گفتند که من ایزو را می‌گیرم و می‌خواهم به عنوان ابزار مدیریتی از آن استفاده کنم. اعتقاد داشت همه چیز باید سیستماتیک و علمی باشد و معتقد بود نباید قائم به فرد باشد و می‌گفت که من اینجا را به این نیت درست کرده‌ام که سال‌های سال ادامه پیدا کند. به خاطر این مسئله سیستم دادن را شروع کردیم و روزبه روز بیشتر کردیم. به حدی که در این اوایل وقتی بیمار می‌شدند و ۱۰ روز ۲۰ روز نمی‌آمدند، سیستم به راحتی می‌چرخید. ایزو را گرفتیم.

از ایزو در تبلیغات استفاده نکردیم اما مرتب در داخل از آن استفاده می‌کردیم. چون ایزو روی همه چیز دست می‌گذارد و تمام فرآیند‌ها را بررسی می‌کند، من در تمام قسمت‌ها اشراف پیدا کردم. پدر مرا قائم مقام اعلام کرد تا حق امضا داشته باشم. چون زمانی رسیده بود که دیگر اگر روزی دو سه ساعت بیشتر کار می‌کرد حالش بد می‌شد و دچار مشکل می‌شد. این باعث شد تجربه کاری من بیشتر شود و زمانی که نیاز شد بتوانم کار را جمع کنم.

آیا خواهر و برادرهای دیگر هم با شما هستند؟

ما ۴ تا خواهر و برادریم. یکی از خواهر‌هایم قائم مقام من است و کارهای قدیم مرا انجام می‌دهد. حق امضا دارد، مدیر تضمین کیفیت و نماینده مدیریت است. ایزوی جدید هم گرفتیم به نام ۱۷۰۲۵ که مخصوص آزمایشگاه هاست.

الان آزمایشگاه ما از نظر اداره استاندارد اعتبار دارد و می‌تواند به مشتری‌های بیرونی هم خدمات بدهد. از نظر وزارت بهداشت هم آزمایشگاه ما شناخته شده است. جاهای دیگر وقتی می‌خواهد برای اولین بار دارو تولید کنند باید یک نمونه آزمایشی تولید کنند، از وزارت بهداشت بیایند نمونه برداری کنند و اگر نمونه تأیید شد اجازه تولید می‌دهند. اما شرکت ما اینطور نیست.

اجازه داریم که تولید کنیم و مستقیم وارد بازار کنیم. هر چند وقت یکبار از محصولات داخل بازار یکی را به صورت تصادفی انتخاب می‌کنند و بررسی می‌کنند و نتیجه را به ما اعلام می‌کنند. خوشبختانه تا به حال مشکلی نبوده و تأیید شده است.

آیا مقام و جوایز کشوری هم دریافت کرده‌اند؟

ما چند سال متوالی به عنوان واحد نمونه صنعتی در استان مرکزی شناخته شدیم. اینجا زیر نظر استان مرکزی بود. چون در مرز بین دو استان است به تازگی آمده جزء استان اصفهان. در کل کشور هم واحد صنعتی نمونه و هم کارآفرین نمونه (۱۳۸۴) شدیم. از ستاد ریاست جمهوری هم ما را به عنوان شرکت دانش بنیان قبول کردند.

افتخارات:

۱-      دریافت جایزه GQM از کشور سوئیس در سال ۱۳۷۶

۲-      دریافت گواهینامه ISO۹۰۰۱- ۲۰۰۰ در سال ۱۳۸۴

۳-      دریافت گواهینامه GMP از وزارت محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال ۱۳۸۵

۴-      واحد نمونه صنعتی استان مرکزی در سال‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴

۵-      کارآفرین نمونه کشوری در سال ۱۳۸۵

۶-      کسب مقام دوم جایزه کارآفرین پیروز در سال ۱۳۸۷

۷-      انتخاب پماد‌ ام جی به عنوان محصول نمونه سال ۱۳۸۷ از سوی وزارت صنایع و معادن

۸-      انتخاب واحد تحقیق و توسعه باریج اسانس به عنوان R&D بر‌تر سال ۱۳۸۸

۹-      کسب مجوز دائمی مرکز تحقیق و توسعه باریج اسانس به عنوان مرکز تحقیقات جندی شاپور از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال ۱۳۸۹ (ناگفته نماند این شرکت تنها واحد تولیدی داروهای گیاهی کشور می‌باشد که مرکز تحقیق و توسعه بسیار فعالی دارد.)

۱۰-تندیس دیموند به دلیل کسب رتبه بر‌تر در توزیع داروهای گیاهی در چهارمین جشنواره توزیع و پخش کشور.

۱۱-استقرار استاندارد آزمایشگاه و کالیبراسیون (ISO۱۷۰۲۵) در آزمایشگاه کنترل کیفیت در سال ۱۳۸۸

۱۲- راه یابی تیم والیبال باریج اسانس به لیگ بر‌تر در سال ۱۳۸۹ و کسب مقام سومی تیم والیبال باریج اسانس در لیگ بر‌تر والیبال کشور در سال ۱۳۹۰

۱۳- تندیس دیموند به دلیل کسب رتبه بر‌تر در توزیع داروهای گیاهی در چهارمین جشواره توزیع و پخش کشور در سال ۱۳۹۰

۱۴- برگزیده برنده حامی سلامت در دومین جشنواره ملی طرح سپاس در سال ۱۳۹۰

۱۵- دریافت گواهینامه مشتری مداری ISO: ۱۰۰۰۴: ۲۰۱۰ در سال ۱۳۹۰

چه کمک‌هایی دریافت کرده‌اید؟

کمک هم می‌کنند. نهاد ریاست جمهوری یکسری ستادهایی رو تعبیه کردند که یکی از آن‌ها به نام ستاد گیاهان دارویی است. ما را حمایت می‌کنند. از نظر مالی توقعی نداریم. حمایت‌های معنوی هم مهم است که حس کنیم دولت ارزش کار ما را می‌بیند و برایش ارزش قائل است. جا دارد که من از آقای دکتر عصاره، آقای مهندس ابراهیمی و آقای مهندس محمدی تشکر کنم. هرموقع تماس گرفتیم و مشکلی داشتیم شنیدند و تا جایی که امکانش بود راه حل پیدا کردند.

بعد از پشت سر گذاشتن بحران‌های مالی وتبلیغاتی آیا از تسهیلات دولتی استفاده کردید؟

بعد از آن ما دیگر نیاز نداشتیم. فقط یک طرح توسعه داشتیم. در ابتدا اشکال دارویی ما فقط قطره و شربت بود. یک طرح توسعه داشتیم تا کپسول پماد و کرم و قرص و نهایتاً ژل یا سافت ژل را تولید کنیم و الان تنها داروساز گیاهی هستیم که سافت ژل داریم. که این‌ها کپسول‌های شفافی هست که اسانس‌ها را در آن می‌ریزیم تا در معده باز شود.

چون مشتری‌های ما از طعم و بوی اسانس‌ها شکایت داشتند. الان چند محصول را به صورت سافت ژل در بازار داریم.

آیا واحد تحقیقات شما روی بیماری‌ها هم کار می‌کنند؟

بله. ما الان واحد تحقیقات بالینی داریم. آمار و ارقام داریم. تحقیقات بالینی باید حتماً زیر نظر متخصص آن رشته صورن بگیرد. مثلاً برای مشکلات گوارشی متخصص گوارش باید بررسی کند.

ما با دانشگاه‌ها تفاهم‌نامه داریم که کارهای تحقیقاتی مشترک انجام می‌دهیم. مثلاً با دانشگاه بقیه الله تهران، دانشگاه شهرکرد و دانشگاه کاشان و دانشگاه اصفهان تفاهم نامه داریم. کار دیگری که ابتکار پدر بود برگزاری کلاس‌های گیاه درمانی و طب سنتی برای مردم معمولی و پزشکان بود. برای مردم در فرهنگ سرا‌ها به صورت ساده‌تر.

کلاس‌های تخصصی‌تر هم برای پزشکان. همه هم به صورت رایگان برگزار می‌شود. دلیلش هم این بود که می‌گفت می‌خواهم فرهنگ سازی کنم. حتی ممکن است صحبتی از داروهای باریج در کلاس‌ها نشود. کمکی که ستاد گیاهان دارویی تهران به ما کردند این بود که سالن کنفرانسی را در ساختمان نخبگان تهران به صورت رایگان در اختیار ما گذاشتند تا بتوانیم کلاس‌هایمان را آنجا برگزار کنیم. الان در استان‌های مشهد، اصفهان، تهران و تبریز کلاس‌های ما به صورت مداوم در حال برگزاری است و شناخته شده است.

امتیاز بازآموزی هم در چند استان به ما داده‌اند. با این کار می‌خواهیم طب سنتی را احیا کنیم و گیاهان دارویی را به جامعه بشناسانیم. پزشکانی که اکثراً هم عمومی بودند و علاقمند و در این کلاس‌ها شرکت کردند در کنکور طب سنتی قبول شدند و به دنبال گواهینامه شرکت در دوره‌ها هستند تا در محل کار یا دانشگاه ارائه بدهند. تقریباً کلاس‌هایمان اعتبار خوبی دارد. داروهای دامی هم داریم و برای دامپزشکان هم همایش داریم.

در بخش صادرات چه کرده‌اید؟

صادرات را دو سالی است که شروع کردیم. پدر معتقد بود که اول باید بازار داخل اشباع شود. یک نظر دیگرش هم این بود که از گیاهان داخلی استفاده کنیم و منابع داخلی محدود بودند در هر صورت اولین کشوری که ما موفق شده‌ایم دارو‌هایمان را صادر کنیم تاجیکستان است.

پدر بیشتر علاقه داشت به کشورهایی که قبلاً جزء ایران بودند. می‌گفت همزبان و هم فرهنگ هستیم و حرف همدیگر را می‌فهمیم. خودش دو سفر به تاجیکستان رفت و مردی را آنجا پیدا کرد که خیلی شریف است.

باهم صحبت کرده بودند و تصمیم به شراکت گرفته بودند و قرار بود آن آقا شرکتی بزند و داروهای ما را پخش کند. به اینجا که رسید پدر بیمار شد.

آن آقای تاجیکستانی به علت علاقه‌ای که به پدر پیدا کرده بود مشتاق به ادامه کار بود. با اینکه نه نیاز مالی داشت نه پزشک بود. می گفت بیایید یاد من بدهید تا شروع کنم.

سؤال داشت بچه‌ها را می‌فرستادیم پیشش. یکی از بچه‌ها را دو ماه فرستادیم و نهایتاً کار را راه اندازی کردند. آخرین گروهی که رفتند مأموریت در تاجیکستان می‌گفتند که دیگر پزشکان باریج اسانس را می‌شناختند.

از کیفیت بالای دارو‌ها تعریف می‌کردند و البته از قیمت بالا هم شکایت می‌کردند. البته این مشکلی است که ما از اول داشته‌ایم. چون می‌خواهیم کیفیت خوب باشد به هرحال قیمت بالا می‌رود. به اضافه اینکه با کشاورز سروکار داریم که قیمت را با توجه به خشکسالی و یارانه و… قیمت محصولش را بالا و پایین می‌آورد.

آیا محدودیت دولتی دارید برای خرید گیاه از خارج؟

خیر. این هم باز محدودیتی بود که پدر گذاشته بود. برای اینکه می‌گفت کشاورزی داخل باید توسعه پیدا کند. از خاک این کشور می‌خواهیم دلار وارد کشور کنیم.

موحوم پدر به جز ابن سینا به چه کسانی دیگری استناد می‌کرد؟

ابن سینا. ابوریحان. جورجانی. الان ده کتاب است که وزارتخانه به عنوان مرجع برای گیاهان دارویی طب سنتی اعلام کرده است.

چون ما بعد از به ثبت رساندن و ایجاد قوانین داروهای گیاهی به سراغ طب سنتی آمدیم. اولین فرمول طب سنتی که شماره یک محسوب می‌شود و شربت اشتهاآور ما است که از انار و عسل تشکیل شده. داروهای طب سنتی به روش خاصی تهیه می‌شده است.

مثلاً برای روغن گل سرخ ظرف‌های شیشه‌ای مثل آکواریوم را می‌گذاشتند در آفتاب و در آن روغن می‌ریختند. برگ تازه گل سرخ را می‌ریختند در آن و بین بیست تا چهل روز می‌گذاشتند بماند. هر روز هم می‌زدند تا تبدیل به روغن شود.

این را بخواهیم در صنعت اجرا کنیم سخت می‌شود. روش‌های جدیدی که بکار می‌بریم نباید روی کیفیت کار اثر بگذارد و خیلی مسائل دیگر.

فرمودید ۵۰۰ نفر کارمند بیمه شده دارید. غیر از این ۵۰۰ نفر، چند نفر کشاورز از قبل این شرکت بهره می‌برند؟

۱)      کشاورزان کوچک زیادی گیاه به ما می‌فروشند اما کشاورزان بزرگی هم هستند که به توصیه پدر گیاهانی را به ما می‌فروشند.

۲)      شرکت کشاورزی در دزفول راه اندازی کردند که فقط وظیفه کشت گیاهان گرمسیری را به عهده دارد.

۳)      شرکت تعاونی اتحاد در اطراف کاشان که گیاهان مربوط به این منطقه را کشت می‌کند.

چند کشاورز بزرگ را تشویق کردند که کشاورزیشان را توسعه بدهند و کارخانه اسانسگیری هم تأسیس کرده و اسانس را به ما می‌فروشند.

۴)      شرکت چاپ و بسته بندی کیان مهر یکی دیگر از شرکت‌های اقماری باریج است.

۵)      شرکت پردیس پلاست جهت تولید ظروف دارویی نیز از شرکت‌های زیرمجموعه ماست.

۶)      شرکت کشت و صنعت آلوئه ورا جهت تولید آلوئه ورای مورد نیاز ایجاد شد.

۷)      مرکز تحقیقات گیاهان دارویی و داروهای گیاهی جندی شاپور توسط ایشان به ثبت رسید.

۸)      شرکت تعاونی مسکن کارکنان باریج اسانس به ثبت رسید.

۹)      باشگاه فرهنگی ورزشی باریج اسانس جهت خدمات اجتماعی به ثبت رسید.

آیا نمی‌ترسید که این شرکت‌ها برای شما رقیب شوند؟

سؤال خیلی جالبی بود. پدر یک خاطره‌ای برای ما تعریف کرد. وقتی در شرکت تقطیران بودند یک عده آمدند گفتند که دستگاه اسانس گیری را چگونه می‌سازید؟ پدر هم آن‌ها را برای بازدید فرستادند و سپردند که همه چیز را برایشان توضیح بدهند.

بعد زنگ زدند به پدر که این‌ها خواستار نقشه دستگاه‌ها هستند. پدر گفت که نقشه‌ها را بدهید. بعد چند سال بعد‌‌ همان آقا که دیگر خودش شرکتی زده بود پدر را دیده بود و گفته بود آن روز که ما نقشه‌ها را از شما گرفتیم فکر کردیم زرنگی کردیم اما بعد فهمیدیم که شما با خواست خودتان نقشه‌ها را به ما داده‌اید. نظرشان این بود که اگر کسی به دانسته‌ها و مهارت‌های خود اضافه نکند‌‌ همان بهتر که زمین بخورد. باریج اسانس شرکت بازی است و مشکلی با بازدید‌ها و دادن اطلاعات ندارد.

ظرفیتی که برای کار فکر می‌کنید وجود دارد چقدر است؟ مثلاً اگر بگوییم ظرفیت پول بازار ۱۰۰ است چه میزان از این پول دست شماست؟

تا چند وقت پیش که من بررسی می‌کردم در ایران ۳ درصد از بازار به داروهای گیاهی تعلق گرفته است. چین بالای ۵۰ درصد است. حدود یک سوم این ۳ درصد به ما تعلق دارد. از نظر تعداد ما حرف اول را نمی‌زنیم اما از نظر کیفیت محصول، ابتکار و دانش بنیان بودن ادعا داریم.

شما چه می‌خواهید بکنید که کیفیت کاری که پدر مقید بودند را بهشان پایبند باشید و‌‌ همان راه را ادامه بدهید؟

با ارتقاء دانش و مهارت نیروی انسانی و تأمین مواد اولیه با کیفیت و استفاده از تجهیزات مناسب، راه ایشان را ادامه می‌دهیم.

الان داروهای باریج نسخه می‌شود؟ پزشکان تجویز می‌کنند؟

بله. بعضی از دارو‌ها اصلاً برای بیماری‌هایی است که شخص نمی‌تواند بدون نسخه آن‌ها را دریافت کند. بعضی‌هایش که با نسخه دریافت کرده‌اند ظرفش را می‌آورند می‌گویند دوباره از این به ما بدهید.

بعضی از آن‌ها برای مردم عادی هم در دسترس است مثل داروی ضد نفخ، و بعضی‌هایش حتی تا خارج کشور هم رفته است. پماد ام – جی باریج که خیلی‌ها را از جراحی نجات داده که افراد تماس می‌گیرند و تشکر می‌کنند و دعای خیر مردم یکی از منابع انرژی ما است. مثلاً همین پماد به امریکا رفته بود و افراد هم یه یکدیگر توصیه کرده بودند و حالا به صورت چمدانی داروهای ما به خارج کشور می‌رود. چند وقت پیش آقایی از انگلستان تماس گرفته بود و می‌گفت خانمش داروی رزماری ما را برای رویش مو گرفته بود ولی فرصت استفاده از آن‌ها را پیدا نکرده و فوت کرده بود.

این آقا خودش دارو‌ها را استفاده می‌کند، یک آقای ۷۰ ساله و می‌گفت که الان موهای خودم زیاد شده است. خانمی از جنوب ایران تماس گرفته بود که من بیماری‌ای داشتم که زخم قارچی بود و مزمن شده بود. رفتم زیارت امام رضا علیه السلام به عنوان آخرین راه شفا و در راه برگشت در قطار mirtex میرتکس را به من معرفی کردند و بعد از چند بار استفاده خوب شدم. خواستم حتماً به شما خبر بدم و تشکر کنم.

مشابه خارجی محصولات شما در کشور هست؟

هستند ولی قیمت‌ها بالا‌تر است. البته دقیقاً مشابه کار ما نیست چون کارهای ما ابتکاری است. اما‌‌ همان اثرات را دارد. مثلاً نعناع در بازار هست. اما گران است. از راه‌های مختلف وارد شده و از نظر کیفیت هم معلوم نیست چگونه نگهداری شده، برای مثال انبارداری‌اش درست بوده یا نه.

بخشی از دست نویس مرحوم حجازی:

تلاش کرده‌ام مشکلات کارکنان و اقوام آنان را مشکلات خودم بدانم و در حل آن‌ها کوشا باشم. عدم رشد صنایع در کاشان و نوآوری در صنایع، تلقینی است که انگلیسی‌ها و روس‌ها پس از توفیق در جنگ با ایران و تکه تکه کردن آن به دوازده کشور در درون مردم کاشتند و خودباوری را از مردم گرفتند. تحقیق برای حل مشکلات در ایران نهادینه نشد و این تفکر پا گرفت که از ماشین آلات و مواد اولیه کشورهای اروپایی استفاده و تولید را مکانیزه کنند.

نگاه من به دانش گذشته ایران است و ایده‌هایم را از مطالعه متون کتاب‌های دانشمندان ایران کسب می‌کنم و با اصلاح مدیریت سنتی کاشان ۶۲۰ نفر را که مثل یک خانواده نزدیک شده‌اند به وجود آورده و رابطه‌ها را بهبود بخشیده و می‌بخشم.

منبع: مجله مستند ویژه جشنواره و نمایشگاه ملی گیاهان دارویی و فرآورده‌های طبیعی و طب سنتی ایران

انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*