جمعه , آذر ۲۴ ۱۳۹۶
سرخط خبرها
خانه / کار و کسب / گوناگون / چالش های ورود به کشاورزی ارگانیک در ایران
چالش های ورود به کشاورزی ارگانیک در ایران
کشاورزی ارگانیک در ایران

چالش های ورود به کشاورزی ارگانیک در ایران

چالش‌ها و محدودیت‌های ورود به کشاورزی ارگانیک در ایران

  • مشکلات اقتصادی دوره گذار
  • ضعف در مدیریت فنی ارگانیک در سطح عملیات
  • پیچیدگی و ظرافت‌های استقرار نظام گواهی و بازار محصولات ارگانیک
  • ضعف در سیستم انتقالِ یافته‌ها در سیستم کشاورزی
  • تهدیدات و تبلیغات مافیای صنعت در کشاورزی
  • محدودیت‌های مربوط به زیرساخت‌های کشاورزی در ایران در حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک.

مدیریت اقتصادی توسعه کشاورزی ارگانیک به عنوان مهم‌ترین شاخص و چالش توسعه کشاورزی ارگانیک محسوب می‌شود. سؤال‌های مطرح در این بخش عبارتند از:

  • مشکلات اقتصادی مربوط به دوره گذار ارگانیک کدام است؟
  • ساختار و مکانیسم نهادهای حمایتی تا چه حد قادر به پشتیبانی و مدیریت این دوره گذر خواهد بود؟
  • سیستم‌های ارگانیک تا چه حد با شرایط اقتصادی تولید کنندگان فقیر و خرد سازگار است؟
  • هزینه‌های سیستم‌های جایگزین و اعمال مدیریت عملیاتی ارگانیک در مزارع چگونه است؟
  • چه تغییراتی در سطح درآمد در مزارع صورت می‌گیرد؟
  • چگونه می‌توانیم با فشار کار اضافی کنار بیاییم؟
  • آیا می‌توانیم سرمایه گذاری ضروری را انجام دهیم؟
  • باید منتظر چه مشکلات اقتصادی از لحاظ هزینه‌های انسانی باشیم؟

در فرایند حرکت به سمت ارگانیک، یک دوره گذار وجود دارد که در این دوره، هزینه‌ها نسبت به شرایط متعارف افزایش و درآمد کمتر می‌شود. این هزینه‌ها شامل نیروی انسانی، فشار کار، نهاده‌ها و… می‌باشد. اما بعد از طی دوره گذار که در واقع ورود به کشاورزی ارگانیک است بر خلاف بسیاری از تئوری‌ها هزینه کاهش پیدا کرده و درآمد به میزان قابل توجهی افزایش می‌یابد و این افزایش درآمد‌ها بیشتر از افزایش کمی تولید تا سطح ۲۵ درصد افزایش در برخی تجربیات کشور‌ها صورت گرفته است. به طور حتم کشاورزی ارگانیک کاملاً از نظر اقتصادی به صرفه است به ویژه برای کشاورزان کوچک. اما نقطه‌ای که با چالش مواجه هستیم مسئله مدیریت اقتصادی دوره گذار می‌باشد که در واقع برنامه مدیریت ارگانیک بیشتر متوجه این بخش می‌باشد.

کشاورزی ارگانیک در ایران

چالش‌ها و الزامات ترویج کشاورزی ارگانیک

با توجه به ضرورت توسعه کشاورزی پایدار مبتنی بر نظام ارگانیک به عنوان آرمان هزاره سوم در دنیا، استراتژی‌ها و راهبردهای تحولی معینی برای تحقق این امر تعریف شده است. بدون شک تحقق توسعه کشاورزی پایدار با مدل‌ها و رهیافت‌های ترویج و توسعه متعارف به هیچ وجه امکان پذیر نیست. عدم کارایی مدل‌ها و نظام‌های توسعه در پاسخگویی به تقاضای روزافزون غذا، بسیاری از کشور‌ها را در معرض بحران‌های اجتماعی قرار داده است. بررسی رهیافت‌ها و الگوهای توسعه از دهه پنجاه میلادی نشان می‌دهد که تا دهه هشتاد میلادی، فرایند ترویج، بیشتر به صورت بالا به پایین بوده و مبتنی بر مکانیسم انتقال تکنولوژی بر مبنای مکانیسم‌های ارتباطی انتقال یک طرفه بوده است. این نوع نگاه به ارتباطات به ویژه در شرایط کشاورزی کشورهای در حال توسعه مانند کشور ایران که نوع نظام بهره برداری، بیشتر در سطح جوامع روستایی در سطح ۸۰۰۰ روستا شکل گرفته و بیش از ۸۰ درصد از نظام تولید مبتنی بر این نظام است، باعث شده که بسیاری از تلاش‌های انجام شده در مسیر انتقال یافته‌های تحقیقاتی و تکنولوژی‌های جدید محقق نشود. بررسی مدل‌های توسعه در این قالب نشان می‌دهد که تأکید بر برنامه‌ها و اصرار به این مدل چیزی جز هدر دادن منابع سرمایه‌ای نبوده و اهداف توسعه به صورت پایدار محقق نشده است. علاوه بر این، باعث یک سری بحران‌های جدید به ویژه در هدر رفت منابع تولید، محیط زیست، منابع طبیعی و تعادل‌های اکولوژی شده است. استفاده از روش‌های ترویجی در قالب این مدل‌ها که حتی بعد از سال‌ها منسوخ شدن، هنوز در بسیاری از کشورهای در حال توسعه در حال اجرا هستند، به دلیل نادیده گرفته شدن دانش و تجربیات بومی، شرایط خاص بزرگسالان، ساختارهای محلی، اکولوژیکی، اقلیمی و… منجر به هدر رفت منابع، تخریب محیط، افزایش هزینه‌ها، عدم بهره وری اقتصاد تولید، افزایش چالش غذا و فقر، بی‌اعتمادی بهره برداران و عدم پذیرش یافته‌ها و تکنولوژی و حتی توصیه‌های ساده مروجان بوده است. استفاده از شیوه‌های ترویجی متعارف در فرایند پیچیده توسعه کشاورزی به خصوص با علم به اینکه فعالیت‌های این بخش تحت تأثیر مجموعه کشت بوم قرار دارند و با تأکید به اینکه کشاورزی امروز تحت تأثیر شاخص‌های بازار و تجارت جهانی قرار دارد، در حال حاضر نمی‌تواند کمکی به بهره برداران نماید.

مهم‌ترین الزام برای راهبرد توسعه در برنامه توسعه کشاورزی ارگانیک، افزودن شاخص پایداری در فعالیت‌ها و برنامه هاست. پایداری شامل مجموعه عوامل و شاخص‌ها در فرایند توسعه پایدار و بهبود زندگی خانوار بهره بردار کشاورزی است. در تعریف پایداری علاوه بر رشد شاخص اقتصادی، ارزیابی نوینی شامل سیاست‌ها و شاخص‌های توسعه پایدار و محیط زیست نیز مورد بررسی قرار می‌گیرند. این شاخص‌ها ابزاری قوی برای ارزیابی میزان سرمایه گذاری‌ها در افق بلند مدت برای بهینه سازی الگوهای مصرف، حفاظت از سرمایه‌های طبیعی، بهبود وضعیت بهداشتی و سلامتی است. این شاخص‌ها عبارتند از:

الف) پایداری در سیستم‌های محیط زیست: سیستم‌های زیست محیطی حیاتی باید در سطوح سالم باقی مانده و یا در حال بهبودی باشند و هیچ صدمه‌ای به سیستم‌های زیست محیطی‌شان نداشته باشند.

ب) مدیریت پایدار کاهش آسیب پذیری انسانی: جمعیت و سیستم اجتماعی، آسیبی به محیط زیستی که تأثیر بر تندرستی بشر دارد، وارد نمی‌آورد. کاهش آسیب پذیری به این معنی است که آن جامعه در راه پایداری بیشتر قدم برمی‌دارد.

ج) پایداری در ظرفیت‌های صنعتی و اجتماعی: الگوهای مهارتی، گرایش‌ها و زیرساخت‌های اجتماعی و صنعتی و تعامل آن‌ها در جهت بهبود چالش‌های زیست محیطی و سلامت فرد و جامعه بهره بردار منطقه‌ای باشد.

د) پایداری و امنیت در سلامت تولید.

ه) پایداری در بهداشت حرفه‌ای و اجتماعی.

ر) مبانی مشارکت اجتماعی و سامانه‌های توانمند درگیر به صورت آگاهانه در مدیریت‌های مشارکتی محلی مبتنی بر اکوسیستم محلی و دانش بومی حضور دارند.

ز) مشارکت در همکاری‌های منطقه‌ای در حل مسائل زیست محیطی مشترک و کاهش خطرات اثرات زیست محیطی فرامرزی به حد زیر آستانه خطر.

برای تحقق این الزام، شاخص‌های اجرایی و محتوایی معینی بایستی مورد توجه ترویج قرار گیرد که به صورت خلاصه می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱-      برنامه‌های ترویج در فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک باید با راهکار مشارکت جوامع محلی انجام شود تا کاربران بتوانند از طریق آموزش‌های لازم در بکارگیری همه جانبه دانش مدیریت مبتنی بر اکولوژی و تکنولوژی جایگزین در جای جای مناطق و محل‌های فعالیت‌های تولید خود صرفنظر از حجم در تقسیم بندی‌های حاکمیتی و اجتماعی بتوانند برای بهبود و اصلاح فعالیت‌های خود از دانش استفاده نمایند.

۲-      در فرایند انتقال تکنولوژی و دانش ارگانیک، انتخاب ابزار ارتباطی بر اساس شاخص‌های مدیریت پایدار تولید و حفاظت از اکوسیستم، شرایط اقتصادی و اجتماعی هدف تعریف شود.

۳-      مشارکت و همکاری پایدار دولتی، غیر دولتی، مؤسسات مالی – اعتباری و سازمان‌های متولی سیاست گذاری جهت ایجاد و ارتباط و پیوستگی در اثربخشی فعالیت‌ها ضروری است.

۴-      یکپارچه کردن و تلفیق پروژه‌های مبتنی بر توسعه ارگانیک با سایر پروژه‌های متنوع محلی ضروری است.

۵-      ساختارهای روستایی، خرده مالکی و فاکتورهای محلی تولید با مبانی توسعه، فقرزدایی و توانمندی عوامل صنعت با تکیه بر توانمندی‌های خودآگاه و اعتماد به نفس آن‌ها در جهت افزایش دانش فنی از طریق آموزش‌های مهارتی مبتنی بر یادگیری‌های عملیاتی و مزرعه‌ای با شاخص کشف و شناخت اکولوژی در تمام برنامه‌های ترویجی ویژه دارای اهمیت خاصی است.

۶-      بهبود و اصلاح سیاست‌ها ملی و خدمات دولتی در قالب مجموعه خدمات انتقال سرمایه از فاکتور نهاده‌ها به سمت توسعه منابع انسانی در جهت توانمندسازی عوامل درگیر ضروری است.

۷-      طراحی برنامه‌های خاص در جهت توانمندسازی خانوار به ویژه زنان در تلفیق و ایجاد پایداری در فرایند تولید و فعالیت‌های خارج از فرایند تولید در جهت عوامل خاص انتقال ضروری است.

۸-      طراحی برنامه بر اساس شاخص تحلیل اقتصادی عملکرد با این ساختار که کاربران متوجه باشند که چه عملی باید انجام دهند و چگونه درآمدهای خود را محاسبه کنند دارای اهمیت است که این امر با ارائه برنامه‌های توسعه بر پایه پایداری در مدیریت با رویکرد مشارکت حاصل می‌گردد.

۹-      طراحی تکنولوژی بر اساس دانش بومی، شرایط حاصل از تجربیات محلی و ویژگی‌های اجتماعی منطقه هدف دارای ضرورت و اهمیت خاصی است.

کشاورزی ارگانیک در ایران

راهبرد پیاده سازی کشاورزی ارگانیک در سطح عملیات

بررسی مستندات و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که محدودیت‌ها و چالش‌های مربوط به زیرساخت‌ها مانند کوچک بودن اراضی یا خرد بودن بهره برداران به هیچ وجه مانع توسعه کشاورزی ارگانیک نیست و بر خلاف اظهار نظر طرفداران نظریات فوق، کشاورزی ارگانیک بسیار ساده و با تکنیک‌های آسان در هر شرایطی با کمترین ریسکی با شاخص افزایش تولیدات، کاهش هزینه‌ها و سلامت محصولات تولیدی قابل اجرا می‌باشد. در بررسی اثرگذاری زیر ساخت‌ها در توسعه کشاورزی پایدار، سند قابل ارائه، در واقع‌‌ همان نکته کلیدی موجود در مفاهیم کشاورزی ارگانیک است که عنوان می‌کند توسعه کشاورزی ارگانیک بر اساس انطباق با شرایط موجود طراحی می‌شود نه تغییر ساختار. یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه کشاورزی ارگانیک نیست بلکه فرایند، برنامه ریزی خاص و دینامیکی را می‌طلبد تا بدون دستکاری ساختار موجود، فرایند کشاورزی ارگانیک را عملیاتی نماید. اما مسئله اصلی در طراحی راهبرد، کارایی فرایند انتقال یافته‌های تحقیقاتی و مکانیسم تحقیق، ترویج و آموزش و طراحی شبکه مدیریت ارگانیک در کشور است که مطمئناً سیستم متعارف موجود به هیچ وجه جوابگوی عملیاتی کردن نظام ارگانیک در سطح جوامع محلی و بهره برداران نخواهد بود و جهت برقراری و توسعه مدیریت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک، این سیستم نیازمند بازنگری، تحول، دقت و نگرش خاصی است تا خطا‌ها و بحران‌های ناشی از همخوانی یافته‌های تحقیقاتی و تکنولوژی با فرایند مدیریت مزارع توسط بهره برداران در مناطق مختلف و با ویژگی‌های متنوع اجتماعی و اقتصادی با مشکل و مانع همراه نباشد. مطالعات و بررسی‌ها نشان می‌دهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن می‌باشد بدون اینکه چالشی در فرایند تأمین تولیدات کشاورزی ایجاد گردد و کشاورزان حتی در دور‌ترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند. البته این فرایند تنها در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی قابل تحقق است که شاخص اصلی موفقیت در این راهبرد، مدیریت دوره گذار ارگانیک بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر IPCM است که همراه با ایجاد بسترهای آموزشی، توانمندسازی، نظارت، صدور گواهی، بازار و ایجاد شبکه‌های محلی اجرا می‌گردد. راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه‌ای منطقه‌ای، تحت عنوان مدارس مزرعه‌ای ارگانیک صورت می‌گیرد. این واحد‌ها، بر اساس شاخص‌های اکوسیستمی و بر اساس ویژگی‌های خاص هر منطقه صورت می‌گیرد. در این سیستم، کشاورزان با یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت ارگانیک را با شاخص مدیریت پایدار آب – خاک – گیاه (ICWM) و مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده‌های شیمیایی (Community IPM) را بر مبنای شناخت، تجزیه و تحلیل اکولوژی تکنیک AESA را طی یک دوره گذار یک الی سه ساله، تحقیق و آزمایش می‌نمایند. نتایج و باور و ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصمیم گیری پایدار و بدون ریسک کشاورزان برای اقدام مناسب در مدیریت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک می‌شود. گروه‌های آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشکل‌های محلی، ساماندهی شده و همزمان توسعه خود این گروه‌ها، فرایند توسعه پیگیری خواهد شد. این برنامه باعث می‌شود که نیاز‌ها توسط بهره برداران تعیین و پس از تصمیم گیری و برنامه ریزی توسط خود آن‌ها بسیاری از دخالت‌های اداری در تولید محصولات کاهش یافته و کشاورز با دانش وسیع و متکی بر تجربیات بومی خود مشکلات را حل کند و کار‌شناس مزرعه خود باشد.

کشاورزی ارگانیک در ایران

برای اجرای کشاورزی ارگانیک، ۸ تاکتیک عملیاتی ذیل ضروری است:

۱-      مدیریت حاصلخیزی و تغذیه بر مبنای مدیریت پایدار رابطه آب – خاک – گیاه.

۲-      مدیریت جامع آفات.

۳-      شیوه خاص ترویج و آموزش بر اساس ساختار محلی.

۴-      مدیریت ارگانیک محصولات همبسته و وابسته.

۵-      استقرار نظام گواهی.

۶-      نظام بازار ارگانیک.

۷-      شبکه محلی ارگانیک.

۸-      شبکه پشتیبان ارگانیک.

که به طور خلاصه ۴ مورد اخیر به شبکه مدیریت ارگانیک معروف می‌باشد که شامل موارد ذیل است:

الف) سیستم استاندارد، بازرسی، صدور گواهی و برچسب.

ب) سیستم بازار ارگانیک.

ج) شبکه محلی ارگانیک.

د) شبکه پشتیبان ارگانیک می‌باشد.

منبع: مجموعه مقالات برگزیده سومین جشنواره محصولات غذایی طبیعی و ارگانیک ایران – زمستان ۱۳۹۰

انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*