یکشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۶
سرخط خبرها
خانه / كودكان و والدين / تربيت و آموزش / نقش مهم خانواده در موفقیت آینده‌ی کودک چیست؟
نقش مهم خانواده در موفقیت آینده‌ی کودک چیست؟

نقش مهم خانواده در موفقیت آینده‌ی کودک چیست؟

نقش مهم خانواده در موفقیت آینده‌ی کودک چیست؟

یادداشتی از دکتر کوروش معدلی، بنیانگذاران ال پی علمی در ایران

1.در این شماره به نقش خانواده در رسیدن به موفقیت می‌پردازیم. این نقش در بسیاری از موارد می‌تواند صد در صد باشد؛ چرا که اولین سری اطلاعات که انسان از محیط دریافت می‌کند شامل اطلاعاتی‌ست که از خانواده گرفته می‌شود و باورهای ما هم بر همین اساس شکل می‌گیرد.

رفتار پدر، مادر، خواهر و برادر و دیگر اقوام در خانواده در برخی موارد بسیار پررنگ است و هر کدام از این افراد به عنوان یک مرجع برای حرف‌هایی به او می‌زنند که می‌تواند پایه و اساس کارهایی باشد که ممکن است در آینده انجام دهد.

2.ما تکنیکی به نام تغییر در سرنوشت داریم که در این مبحث یکی از اعضای خانواده می‌توانند تأثیر مستقیمی در سرنوشت افراد داشته باشند. مثلاً بارها دیده‌ام یکی از اعضای خانواده به فردی، حتی به شوخی گفته‌اند ازدواج نکن و این مانع پیشرفت تو خواهد شد و مثلاً بچه‌ای 4-5ساله‌ای که این صحبت‌ها را می‌شنود این‌طور برداشت می‌کند که با ازدواج برایش مشکلات فراوانی رخ خواهد داد و در آینده نمی‌تواند در این زمینه درست تصمیم گیری کند. این نشان می‌دهد که باید خانواده‌هادر صحبت‌های‌شان بسیار مراقب باشند. رابطه با پول، شغل و…تماماً بر اساس اولین اطلاعاتی‌ست که در ذهن ما حک شده است. مثلاً وقتی پدر خانواده به پسر 4 ساله‌اش می‌گوید: پول، چرک کف دست است؛ همین حرف به عنوان معیار اصلی برای به دست آوردن پول در ضمیر ناخودآگاه کودک حک می‌شود و بعد یک باور مخرب در بچه ایجاد می‌شود که پول چرک کف دست است و رفتنی‌ست و بنابراین تلاشی برای به دست آوردن آن نمی‌کند یا اگر هم به دست آورد آن را از دست می‌دهد. شاید در مراحلی از زندگی به دلیل وجود اطلاعات قوی‌تر، باورهای قدیمی خود را زیر سؤال ببریم. اما باید به این نکته توجه داشته باشیم فرد 25 ساله‌ای که 25 سال با یک باور بزرگ شده 25 سال طول می‌کشد تا باور قدیمی اوتغییر کند. و خود را در یک اجبار درونی شدید ببینید که باید پول در بیاورید. در واقع خنثی کردن باور قدیمی در این فرد بسیار سخت خواهد بود و در این مسیر، ان ال پی ابزارهایی را در اختیار ما قرار می‌دهد تا بتوانیم باورهای گذشته‌ی خود را با سرعت بییشتری تغییر دهیم.

3.نقش خانواده در موفقیت فرد بسیار چشمگیر است و موضوع اعتماد به نفس و ابراز وجود هم ذیل همین روابط خانوادگی بسیار حائز اهمیت می‌شود. یعنی یک خانواده می‌توانند به فردی عزت نفس دهند یا آن را کم کنند. متأسفانه در فرهنگ ما بسیار به ندرت رخ می‌دهد که به فرزند اجازه‌ی ابراز وجود داده شود. ابراز وجود یعنی فرد بتواند خود وایده‌هایش را مطرح کند. به همین دلیل است که مرتب با افرادی مواجه هستیم که خودخوری می‌کنند و در نتیجه از جرأت و جسارت پایینی برخوردارهستند؛در حالی که باید بدانیم برای موفقیت جرأت و جسارت یک ابزار بسیار مهم است. اگر چیزی به نام جرأت در فرد وجود نداشته باشد فرد نمی‌تواند در هیچ تجارتی وارد شود یا آن را به سرانجام مطلوبی برساند.

4.این جسارت و ابراز وجود باید توسط خانواده صورت بگیرد و آن‌ها هستند که می‌توانند این ویژگی مهم را در فرزند رشد دهند. گاهی اوقات شاهد هستیم که خانواده به شدت فرزند را از انجام کاری نهی می کندو از هرگونه ریسک و خطر بر حذرش می‌دارد. شاید مقداری از آن طبیعی باشد؛ به هر حال معلوم است که نباید بگذاریم بچه‌ای به آتش دست بزند یا با پریز برق بازی کند. ولی گاهی حتی نمی‌گذاریم فرزند به تنهایی از صندلی بالا رود یا کوچک‌ترین فعالیتی را که می‌خواهد انجام دهد از آن نهی‌اش می‌کنیم؛ در حالی که این نوع تربیت باعث می‌شود اعتماد به نفس در فرد از بین برود. این می‌تواند در مورد باورهای شخص هم اتفاق بیفتد. پدر ومادری که ثروت را برای از ما بهتران می‌دانند نمی‌توانند باور خوبی را برای کسب ثروت در فرزند به وجود آورند.

باید پدر و مادر و اطرافیان در خانواده روی عزت نفس، اعتماد به نفس و ابراز وجود فرزند کار کنند. این‌ها سرمایه‌هایی هستند که فرد می‌تواند برای رسیدن به موفقیت داشته باشد. باید به فرد در خانواده آموخت که مراقب حرف زدن‌های خود باشند تا صحبت‌های‌اش منطقی و مثبت باشد و محدود کننده نباشد. اگر در طول زندگی، خانواده با مشکلی روبرو شد مثل مرگ یکی از اعضای خانواده یا ورشکستگی، این موارد باید برای بچه توضیح داده شوند. چرا که بچه در هر سنی که باشد کاملاً منطق را متوجه می‌شود و این جزو یادگیری‌های اوست.

5.او وقتی منطق را بشنود قبول می‌کند. مثلاً وقتی موضوع ورشکستگی برای بچه توضیح داده شود این موضوع به او لطمه‌ای نمی‌زند. ضمن توضیح این مسأله باید به بچه این اطمینان را  داد که در مشکل پیش آمده‌ی او از طرف ما حمایت خواهد شد و این توضیح باید به صورت ساده باشد.

مثلاً این جمله به بچه گفته شود: پدر قبلاً پول زیادی به دست می‌آورده، ولی الان کمتر در می‌آورد و ما فعلاً فلان اسباب بازی را نمی‌توانیم برای تو بخریم تا وقتی دوباره وضع پدر بهتر شود و آن وقت برای تو باز هم می خریم و حتی بیشتر از قبل برای تو خریداری خواهیم کرد. بچه‌ای که توسط این موضوع ضربه می‌خورد به این دلیل است که احساس نا امنی می‌کند و هیچ دلیلی برای تغییر کردن رفتارهای پدر مادرش پیدا نمی‌کند و در ابهام قرار می‌گیرد و همین ابهام است که فرد را عذاب می‌دهد. این بچه در صورت توضیح می‌پذیرد که این شرایط هم در زندگی وجود دارد و هر چند محدودتر اما همچنان از روابط عاطفی و حمایتی برخوردار خواهد بود. بنابراین باید تا امکان دارد فرزند را با موقعیت‌های مختلف محیط، بیشتر آشنا کرد چون با داشتن اطلاعات بیشتر، رسیدن به موفقیت آسان‌تر خواهد بود.

منبع: مجله‌ی خلاقیت

انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*