یکشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۶
سرخط خبرها
اقتصاد

اقتصاد

اقتصاد

از زبان محمد یونس؛ اقتصاددان برنده نوبل اقتصاد

– ایده‌ی من بیشتر از آنکه ریشه در سرمایه‌داری یا سوسیالیسم داشته باشد، ریشه در واقعیت دارد. مردم کشور من فقیر هستند و این بالاترین و بزرگ‌ترین حقیقت موجود است.

– بدترین نوع فریب، فریب مردم فرودست جامعه است. فرودستان دارایی و ثروت ندارند که به واسطه‌ی از دست دادن آن غصه بخورند؛ از این رو فریب آن‌ها، فریب باور آنهاست. فریب اعتماد آنهاست.

– هیچگاه نباید از دوستی با مردم فرودست جامعه برای اهداف سیاسی و نمایشی استفاده کرد. من حتی به سیاست رابین‌هودی نیز علاقه ندارم و معتقد نیستم که باید از فردی گرفت و به فرد دیگری داد.

– برای من بسیار شیرین است که به افراد، انگیزه و امکان کارآفرینی بدهم. من از شما دعوت می‌کنم که این حس را امتحان کنید؛ خیلی شیرین است. من آن را چشیده‌ام و دریافتم کار بسیار هیجان‌انگیزی است؛ هیجان‌انگیزتر از پول درآوردن.

– ممکن است شما فرد پولداری باشید و از دنیای خود لذت ببرید اما یک اتفاق می‌تواند دنیای جدیدی پیش روی شما ایجاد کند. در اطراف شما افراد فقیر زیادی وجود دارند که شب‌ها گرسنه می‌خوابند؛ این خوب نیست که در دنیای بزرگ حتی یک گرسنه وجود داشته باشد.

– رسالت ما زمانی تمام می شود که حتی یک فقیر هم در دنیا وجود نداشته باشد. ممکن است بگویید غیر ممکن است ریشه‌ی فقر خشکانده شود. اما من می‌گویم حتی کم کردن فقرا هم یک اتفاق خیلی خوب است.

– باید به این فکر کنید که در زندگی به چند انسان فقیر کمک کرده‌اید تا کار کند و سهم خود را از طبیعت و زندگی بگیرد. درجه‌ی خوب بودن شما اینجا مشخص می‌شود.

– از خودم پرسیدم تو درس اقتصاد خوانده‌ای و چگونه می‌توانی کار کنی که مردم اطرافت وضع بهتری پیدا کنند. از این دست سؤال‌ها زیاد مطرح کردم. اما واقعیت این بود که تئوری‌های اقتصادی راهی مطمئن و کوتاه مدت برای درمان فقر و گرسنگی در روستاهای فقیر نیست.

– معتقدم دولت‌ها می‌توانند کارهای زیادی برای مبارزه با مشکلات اجتماعی انجام دهند؛ چرا که بسیار بزرگ و قدرتمند هستند. به تمام نقاط جامعه دسترسی دارند و می‌توانند منابع مالی گسترده‌ای را برای این هدف گردآوری کنند. اما اگر روش‌های دولتی برای حل مشکلات اجتماعی مؤثر بود، تا به حال همه این مشکلات حل شده بود.

– وجود گستره مشکلات اقتصادی به ما نشان می‌دهد که راه حل، دولت نیست. عوامل بسیاری در ناکافی بودن نقش دولت برای حل مشکلات اجتماعی نقش دارند؛ یکی از آن‌ها این مسئله است که دولت می‌تواند ناکارآمد، کُند، بروکراتیک و همیشگی باشد.

– میل به سود بیشتر یک میل انسانی است. همان افرادی که مایل به کسب سود بیشتر هستند، از خودگذشتگی هم دارند. من هرگز به این موضوع فکر نمی‌کنم که سرمایه داری اشتباه است. بازارهای آزاد، نهادهایی برای شفافیت و تحکیم آزادی به شمار می‌روند.

– من همیشه گفته‌ام انسان‌ها برای کمک به خود و دیگران برای داشتن زندگی خوب مسئولیت دارند. اما سختی‌های زندگی، آن‌ها را به این امر واداشته که فقط به خود فکر کنند و این رفتار باعث فقر و تهیدستی در جهان شده است.

– به اعتقاد من فقر در جامعه‌ی امروز جایی ندارد و باید آن را به تاریخ سپرد. می‌گویید چرا؟ من می‌گویم همه انسان‌ها مهارت ذاتی برای بقا دارند. لازم نیست به فقرا نحوه زنده ماندن را بیاموزیم؛ آن‌ها خود اینچنین مهارتی را دارند و از سوی دیگر اینگونه فکر می‌کنم که فقرا اکنون به این دلیل فقیر هستند که در گذشته مؤسسات مالی به آن‌ها کمک نکرده‌اند.

– اطمینان دارم که اگر فرصت‌هایی را که برای دیگران فراهم است به فقرا بدهیم، آن‌ها هم می‌توانند خود را از فقر نجات دهند. آن‌ها خود می‌توانند دنیای عاری از فقر را خلق کنند. تنها باید زنجیرهایی را که در اطراف آن‌ها کشیده‌ایم، برداریم. فقر توسط مردم فقیر خلق نمی‌شود، بنابراین نباید به دیده‌ی تحقیر به فقرا نگاه کنیم.

– ما همواره به مشکلات جهانی می‌اندیشیم و در نتیجه‌گیر می‌کنیم. نخست مشکل یک نفر، سپس مشکل پنج نفر را حل کنید. به هر حال توصیه من این است که اگر در کشورتان با مغضل فقر مواجه هستید، صندوق‌های کسب و کار اجتماعی راه بیندازید.

– بانک‌ها، دولت‌ها، بنیادها و فعالان بخش خصوصی می‌توانند صندوق‌های کسب و کار اجتماعی را ایجاد کنند. جوانان، فعالان اقتصادی و بازنشسته‌ها را تشویق کنید تا با ایده‌های کسب و کار برای حل مشکل کنار بیایند.

منبع: مجله قاصدک شهر

انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*